محمد رضا طباطبايى تبريزى

17

هداية الحجاج ( سفرنامه مكه ) ( فارسى )

بودند كه از جانب دولت سنيهء عثمانى در حقّ او چنين تعظيم و تكريم شده در نزد اركان دولت و وكلاى ملّت معزّز و محترم آيد . الحمد للّه به‌خواست خداوند به عزّت و احترام و به قانون شرع انور رفتار شده مشهود عالميان گرديد كه رويهء اسلام و اسلاميان چيست و معناى اين مذهب حقّه چنان بود كه مىدانستند . اميد دارم كه من بعد ، قوّت حجاج ايران بيش از پيش بوده ، يوما فيوما مثل سايرين به آزادى تردّد نمايند . روز سه‌شنبه جناب آقا به اتفاق جناب سفير كبير به تكيهء بكتاش ، كه روز ذكر ايشان بود ، تشريف برده با آن‌ها ملاقات كردند . در برگشت هم اوضاع به همين شكل بود و جناب آقايى و همراهان بيست روز در استانبول مانده ، ميهمان سفير بودند : همان قسم احترامى كه دربارهء جناب آقاى ثقة الإسلام در اوّل ورود به اسلامبول از جانب جناب جلالتمآب سفير كبير به عمل آمده بود ، در مراجعت نيز از جانب سفارت كبرى و ساير اهالى پذيرايى شد . مدّت 20 روز در اسلامبول توقّف اتفاق افتاد . توصيه‌هاى دولت عثمانى به شرفاى مكه سبب شد تا در آنجا نيز احترام خاصى براى « جناب آقايى » قائل شده و زمينهء آسايش وى را فراهم سازند . حتى يك‌بار به خاطر آن‌كه آن روزها روابط ايران و فرانسه بسيار خوب شده بود ، سفير فرانسه دستور داد به خاطر وجود آقا ، بيرق شير و خورشيد روى كشتى فرانسوى نصب كرده و در يك فاصله‌اى ، تمام اختيار كشتى در اختيار « جناب آقايى » باشد . ايرانيان هم در هر شهرى از شهرهاى تفليس ، باطوم يا استانبول كه بودند ، وقت ورود به استقبال ايشان مىشتافتند . زمانى كه جناب آقايى در ازمير از كشتى پياده شدند ، مورد احترام خاص قرار گرفتند : در دم اسكله ، دو دسته عسكر نظامى ، با حالت دشتبانى با يك نفر سرعسكر صف كشيده بودند . همين‌كه جناب آقا به اسكله قدم نهادند ، سلام نظامى را به‌جا آورده ، جناب آقا با همراهان تا آخر صف پياده تشريف برده ، همه را نوازش